تعاريف مديريت تكنولوژي برگرفته شده از كلاس تكنولوژي استاد دكتر مهدي محمدي
تعاريف مديريت تكنولوژي
مديريت تكنولوژي بايد شرايطي را براي ارتقاي نوآوري، رقابت پذيري و شکل گيري بنيان دانشي لازم براي توسعه توانمندي هاي صنعت فراهم سازد.
تکنولوژي از دو واژه يوناني Techne و Logy تركيب شده است. Techne در زبان يوناني به معني فن و هنر و Logy به معناي شناخت است. از اينرو تکنولوژي به معناي "شناخت فن" ترجمه شده است.
از نگاه پُورتر تکنولوژي عبارتست از ابزارها، روشها و عملياتي كه براي تبديل مواد خام به محصول يا خدمات (داده به ستاده) مورد استفاده قرار ميگيرند.
مجموعه اي از دانشها، مهارت ها و تجهيزات كه سطح توانمندي سازمان را براي انجام فعاليتها، اجرا فرآيندها، و توسعه محصولات و خدمات افزايش مي دهد.
تعريف تكنولوژي: تکنولوژی یک توانمندی خلق شده برای افزایش مهارت های انسانی می باشد. تکنولوژی در واقع مجموعه ای از دانش، مهارت و تجهیزات است که توانمندی های سازمان را شکل می دهند.
اجزاي چهارگانه تکنولوژي (برگرفته شده از کتاب اطلس تکنولوژي)
- قالبي كه تکنولوژي در آن جاي گرفته و ميتوان آن را تجهیزات (يا سختافزار) ناميد.
- انساني كه تکنولوژي در وي جاي گرفته و ميتوان آن را توانايي یا مهارت (يا انسان افزار) ناميد.
- سندي كه تکنولوژي در آن جاي گرفته و ميتوان آن را حقايق یا دانش مکتوب (يا اطلاعافزار) ناميد.
- سازماني كه تکنولوژي در آن جاي گرفته است و ميتوان آن را چارچوب (يا سازمانافزار ) ناميد.
اجزاي تکنولوژي (تعريف زلني)
دانش + مهارت + تجهيزات = تکنولوژي
طبقهبندي تکنولوژي
الف. طبقهبندي براساس ميزان پيچيدگي
تکنولوژي پيشرفته
تکنولوژي متوسط
تکنولوژي پايين (سنتي)
طبقهبندي تکنولوژي (ادامه)
دسته بندي تکنولوژي ها با توجه به مشارکت آنها در جايگاه رقابتي:
تکنولوژي هاي کليدي
تکنولوژي هاي پايه (توانمندساز)
تکنولوژي هاي پيشگام (استراتژيک)
طبقهبندي تکنولوژي (ادامه)
ج. طبقهبندي براساس توانايي ها
• تکنولوژي كاربرد و بهرهبرداري
• تکنولوژي تعميرات و نگهداري
• تکنولوژي مونتاژ
• تکنولوژي كپيساز و اقتباس
• تکنولوژي طراحي و ساخت
• توان خلق تکنولوژي جديد
• تحقيقات پايه
طبقهبندي برحسب طول عمر
• دوره عرضه يا معرفي تکنولوژي (تکنولوژي نوظهور يا نوپا)
• دوره انتشار يا رشد تکنولوژي (تکنولوژي در حال رشد)
• دوره بلوغ يا اشباع تکنولوژي (تکنولوژي بالغ)
• دوره افول يا منسوخ شدن تکنولوژي (تکنولوژي منسوخ)
مفهوم مديريت تکنولوژي
حداقل سه ديدگاه در زمينه ماهيت مديريت تکنولوژي وجود دارد که عبارتند از:
• ديدگاه برنامه ريزي: مديريت تکنولوژي رشته هاي مهندسي، علوم و مديريت را به يکديگر پيوند مي دهد تا توانمندي هاي تکنولوژي را برنامه زيري، توسعه و پياده سازي نمايد و بر اين اساس اهداف استراتژيک و عملياتي سازمان را محقق نمايد.
• ديدگاه نوآوري: مديريت تکنولوژي خلق و بهبود بهنگام محصولات و توانمندي هاي جديد و بهره ور در سازمان است. موضوع يا مسأله اصلي مديريت تکنولوژي، تشويق ابتکارات و مديريت نوآوري هاي موفق است.
• ديدگاه مديريت تکنولوژي به عنوان بخشي از مديريت استراتژيک: مديريت تکنولوژي در واقع چگونگي يکپارچه سازي استراتژي تکنولوژي با استراتژي کسب و کار در يک سازمان است. اين موضوع متضمن ايجاد هماهنگي ميان وظايف تحقيقات، توليد و ارائه خدمات از يک سو و ديگر وظايف سازمان مانند فعاليت هاي مالي، بازاريابي و منابع انساني از سوي ديگر است.
تعريف مديريت تکنولوژي
تعريف مديريت تکنولوژي: مديريت استراتژيک و پوياي سبد داراييهاي فناورانه سازمان با توجه به نوع فناوري و چرخه عمر فناوري و ساماندهي فرآيندهاي مختلف به منظور شناسايي، ارزيابي، انتخاب، توسعه، اکتساب و بهرهبرداري و حفاظت موثر از داراييهاي فناوري سازمان.
استراتژي تکنولوژي
استراتژي تکنولوژي عبارت از تعيين اولويتهاي سرمايهگذاري در زمينه توسعه تکنولوژي با توجه به استراتژي كلان سازمان است و مشتمل بر مجموعهاي از تصميمها است كه در ارتباط با سرمايهگذاري، توسعه و بهرهبرداري از تکنولوژي هاي محصول، خدمات و فرآيند اتخاذ ميگردد و بر اساس آن اولويت هاي تکنولوژي شناسايي شده و درباره چگونگي توسعه آنها با در نظر گرفتن ملاحظات زماني تصميم گيري مي شود.
• کدام تکنولوژي ها براي ما از اولويت بالاتري برخوردار هستند و توسعه آنها مي تواند ما را در دستيابي به چشم اندازها و اهدافمان کمک کند؟
• براي دستيابي به تکنولوژي هاي اولويت دار چگونه عمل کنيم و از چه روش هايي براي اکتساب تکنولوژي استفاده کنيم و جايگاه خود را اين تکنولوژي ها چگونه شکل دهيم؟
• با چه استراتژي به بازار وارد شويم (هجومي – تدافعي و ...)؟
فرآيند تدوين استراتژي توسعه تکنولوژي
ناحيه 1. تکنولوژي هاي کم اهميت ـ توانايي کم؛ تکنولوژي هايي که در اين بخش قرار دارند. بايد به شرکت هاي موفق در اين زمينه واگذار شوند.
ناحيه 2. تکنولوژي هاي مهم ـ توانايي کم؛ براي تامين تکنولوژيهايي که در اين بخش قرار ميگيرند ميتوان از خدمات شرکتهاي موفق استفاده نمود يا اينکه توانايي هاي موجود را در اين تکنولوژي از طرق مختلف ارتقا داد
ناحيه 3. تکنولوژي هاي مهم ـ توانايي زياد؛ دراين بخش بايد با توجه به چرخه عمر تکنولوژي نسبت به سرمايه گذاري و برنامه ريزي آنها اقدام نمود (حفظ / خروج ).
ناحيه 4. تکنولوژي هاي کم اهميت ـ توانايي بالا؛ اين بخش بايد به شرکت هاي موفق در اين زمينه واگذار شود. که اين شرکتها در چرخه تامين سازمان قرار ميگيرند.
سبک هاي استراتژي نوآوري در مدل فريمن
• تهاجمي: اين استراتژي براي دستيابي به رهبري تکنولوژيک و بازاري طراحي شده است تا بتوان نسبت به تمامي رقبا در ارائه محصولات جديد پيشرو بود.
• دفاعي: در زمانيکه يک شرکت اميدوار به اين نيست که در سطح جهان اول و پيشرو باشد و از سوي ديگر نمي خواهد که از جريان تغييرات تکنولوژيک عقب بيافتد، از اين استراتژي استفاده مي کند.
• تقليدي: در زمانيکه شرکت نوآور به اين قانع باشد که دنباله رو شرکت هاي پيشرو در تغييرات تکنولوژي باشد از اين استراتژي استفاده مي شود. اين استراتژي معمولا در زمانيکه چرخه عمر محصول طولاني است، استفاده مي شود.
سبک هاي استراتژي نوآوري در مدل فريمن (ادامه)
• وابسته: در اين استراتژي، شرکت مي پذيرد که يک نقش وابسته و فرعي را در نوآوري تکنولوژيک بر عهده گيرد.
• سنتي: در زمانيکه شرکت دليلي براي تغيير در محصولش نمي بيند زيرا بازار تقاضاي تغييري ندارد و شرايط رقابتي که وجود دارد شرکت را مجبور نمي کند که نوآوري انجام دهد، از اين استراتژي استفاده مي شود.
• فرصت طلب: از اين استراتژي در زماني استفاده مي شود که شرکت نوآور، فرصت هاي خاصي را در بازارهاي به سرعت در حال تغيير شناسايي مي کند که احتياجي به R&D داخلي و طراحي پيچيده ندارند، ولي شرکت را قادر مي سازند که محصول و يا خدمتي ارائه دهد که هيچ شرکت ديگري به آن فکر نکرده است.
دسته بندي چهارگانه پاويت از شرکت هاي تکنولوژيک
• متمرکز بر مقياس (مقياس- محور): شرکت هايي با نيروي کار بسيار زياد، فعاليت هاي توليدي ساده، بازارهاي بزرگ و با صرفه جويي هاي در مقياس بالا. اغلب تکنولوژي هاي توسعه يافته، بکارگرفته شده و بهبود يافته در زمينه هاي مرتبط با فعاليت هاي سرمايه گذاري و توليدي مي باشند و معمولا در ارتباط با سيستم هاي توليدي پيچيده، بزرگ و متعامل شکل مي گيرند.
• تأمين کنندگان متخصص: مزيت تکنولوژيک يک شرکت بر پايه ظرفيت و توانايي بهبود عملکرد محصولات خاصي است که ورودي هاي (ماشين آلات، ابزارآلات، مواد، نرم افزارها) سيستم هاي توليدي متعامل و پيچيده مشتريان آنها است، شکل گرفته است.
• مبتني بر علم (علم- محور): شرکت هايي که فعاليت هاي R&D داخلي آنها پايه اي براي بدست آوردن و بهره برداري از تکنولوژي هاي کليدي جديدي است که از پيشرفت هاي علمي موجود در فيزيک، شيمي و ديگر علوم پايه حاصل شده اند و اين شرکت ها را قادر مي سازد که بتوانند در بازارهاي محصول جديدي وارد شوند و به تنوع افقي دست يابند.
• متمرکز بر اطلاعات (اطلاعات- محور): شرکت هايي که فناوري هاي اطلاعاتي و کامپيوتري فرصت هاي جديدي براي تغييرات نرم افزار محور در پردازش اطلاعات به وجود مي آورد و اين شرکت ها در اين زمينه به مزيت رقابتي مي رسند
شناسايي تکنولوژي
شناسايي تکنولوژي دربرگيرنده مجموعه فعاليت هايي است که نيازهاي تکنولوژي سازمان را شناسايي کرده و تکنولوژي هايي حال و آينده را که مي توانند اين نيازها را تأمين کنند، تعيين مي کند. بنابراين شناسايي تکنولوژي عبارتست از شناخت تکنولوژي هاي جديدي که ممکن است تأثير قابل توجهي بر فعاليتها و نيازهاي فعلي و يا آتي سازمان داشته باشند.
تصمیم گیری درباره تکنولوژی مناسب
مردم (مشتریان و بازارها) چه مشخصه هایی را می خواهند؟
چه مشخصه های عملکردی باید در محصولات و خدمات گنجانده شوند؟
برای ایجاد این مشخصه ها، چه تکنولوژی هایی لازم است؟
شناسایی تکنولوژی ها
• تکنولوژی محصولی: منظور از تکنولوژی های محصولی، آن دسته از تکنولوژی ها است که مشخصه های خاصی به محصول داده اند که از انواع دیگر آن را متمایز می کند. به عنوان مثال می توان به تکنولوژی ABS در سیستم ترمز، تکنولوژی دیجیتال در مقابل آنالوگ در سیستم های مخابراتی و ... اشاره کرد. بنابراین در واقع این تکنولوژی ها دربرگیرنده خصوصیات کلیدی محصول می باشند.
• تکنولوژی فرآیندی: منظور از تکنولوژی های فرآیندی، آن دسته از تکنولوژی ها است که در فرآیند تولید محصولات مورداستفاده قرار می گیرند. مانند ماشینکاری (و نوع آن مانند: CNC و ...)، ریخته گری (و نوع آن ...) ، طراحی (و نوع آن مانند: CAD، ...) و .... .
ارزيابي اثرات تکنولوژي
ارزيابي اثرات تكنولوژي: شناسايي و ارزيابي فرصتها و تهديدهاي تكنولوژيك براي تعيين اثرات و جذابيت آنها در راستاي اهداف سازمان/ كشور. اين ارزيابي به ما كمك ميكند كه بتوانيم تكامل و پيشرفت تكنولوژيهاي كليدي را پايش نماييم و به يك هوشمندي پيشبينيكننده در تصميمات مرتبط با تكنولوژي دست يابيم.
ارزيابي اثرات تكنولوژي بايد به تحليل و ارزيابي دستاوردهاي خواسته و ناخواسته، فرصتها و ريسكهاي تكنولوژيها، اعم از تكنولوژيهاي جديد و يا تثبيتيافته بپردازد. شعار ارزيابي تكنولوژي اين است كه يك تكنولوژي جديد بايد از تكنولوژي قبلي بهتر باشد، و اين بهتر بودن نه تنها از نظر فني و علمي است، بلكه از ابعاد اجتماعي- اقتصادي و زيستمحيطي نيز بايد مورد توجه باشد.
ارزيابي جذابيت تکنولوژي
ارزيابي جذابيت تكنولوژي: اين ارزيابي دربرگيرنده شناخت و تحليل ميزان اهميت يا جذابيت تکنولوژي براي سازمان و در مقايسه با تکنولوژيهاي رقيب ميباشد. براي ارزيابي جذابيت تکنولوژي، ابعاد مختلفي مانند جذابيت استراتژيک، جذابيت تکنولوژيک (فني)، جذابيت اقتصادي و جذابيت بازاري مورد ارزيابي و تحليل قرار ميگيرند.
ارزيابي توانمندي تكنولوژي
ارزيابي سطح توانمندي تكنولوژي رويكردي است كه به ما اين امكان را ميدهد كه بتوانيم نقاط قوت و ضعف تكنولوژيك خود را و يا يك تكنولوژي خاص را شناسايي و تحليل نماييم. بنابراين اين امكان را براي ما فراهم مي كند كه بتوانيم ميزان شكاف سطح تكنولوژيك را با وضعيت مطلوب، رقبا و يا گزينههاي تكنولوژيكي ديگر سنجيده و شكاف موجود را بررسي و تحليل كنيم. اين تحليل ميتواند به ما در تدوين استراتژي تكنولوژي و در زمينه خريد و يا فروش تكنولوژيها بسيار كمك كند.
اکتساب تکنولوژي
اکتساب تکنولوژي فرآيندي است که در آن تکنولوژي هاي منتخب سازمان کسب شده و جهت استفاده در اختيار سازمان قرار مي گيرند. اکتساب تکنولوژي در واقع فرآيندي است که با انتخاب يک تکنولوژي در گام گذشته شروع مي شود و به دست آوردن تکنولوژي با استفاده از روش هاي مختلف اکتساب تکنولوژي به پايان مي رسد.
معمولا دستيابي به تکنولوژي مي تواند به دو روش عمده انجام شود که عبارتند از:
تحقيق و توسعه و نوآوري درونزا،
انتقال تکنولوژي و همکاري تکنولوژيک
روش هاي انتقال و همکاري تكنولوژيک
• تملك (اخذ)
• ادغام
• ليسانس
• سهام اقليت
• سرمايهگذاري مشترك
• R&D مشترك
• همكاري استراتژيک
• كنسرسيوم
• شبكهسازي
• منبعيابي (outsourcing)
الگوهاي همكاري یا انتقال تکنولوژی
برخي از رايجترين الگوهاي همكاري به شرح زير است:
1. تملك يا اخذ acquisition)): شركتي يك شركت ديگر را به قصد دستيابي به فناوري (يا توانمندي) مورد نظر خود به تملك در ميآورد.
2. تملك آموزشي (educational acquisition): شركتي متخصصان يك رشته فناوري را استخدام مي کند و يا اينكه شركت كوچكتري را به قصد دسترسي به افرادي كه از يك شايستگي فناورانه يا مديريتي برخوردارند به تملك خود درميآورد.
3. ادغام (merger): شركتي با يك شركت ديگر كه داراي تكنولوژي (يا شايستگي تكنولوژيك) خاصي است ادغام ميشوند و يك شركت جديد ايجاد ميشود.
4. دريافت ليسانس (licensing): شركتي حق بهرهبرداري از يك تكنولوژي خاص را كسب ميكند.
5. سهام اقليت (minority equity): شركتي سهام يك سازمان منبع را كه تكنولوژي (يا توانمندي تكنولوژيك) خاصي دارد خريداري ميكند، ولي كنترل مديريتي آن سازمان را به دست نميآورد.
6. سرمايهگذاري مشترك (joint venture): يك شركت با مشاركت ديگران به سرمايهگذاري مشترك بهصورت سهامي با هدف مشخص نوآوري تكنولوژيك اقدام ميكند و يك شركت جديد خلق ميشود
7. تحقيق و توسعه مشاركتي (joint R&D): شركتي با سازمانهاي ديگر توافق ميكند كه بهصورت مشاركتي به تحقيق و توسعه در زمينهي يك تكنولوژي (يا يك حوزهي تكنولوژيك) معين بپردازند بدون آنكه سهامي در بين باشد.
8. قرارداد تحقيق و توسعه (R&D contract): شركتي توافق ميكند هزينهي تحقيق و توسعه براي دستيابي به يك تكنولوژي معين را كه در يك دانشگاه يا موسسهي تحقيقاتی يا يك شركت كوچك نوآور صورت ميگيرد تأمين نمايد.
9. سرمايهگذاري تحقيقاتي (research funding): شركتي بهمنظور استفاده از فرصتها يا ايدههاي نوآوري، منابع مالي لازم رابراي تحقيقات اكتشافي در يك دانشگاه، موسسهي تحقيقاتي، يا يك شركت كوچك نوآور تأمين ميكند.
10. پيمان استراتژيك (strategic alliance): شركتي منابع تكنولوژيك خود را بدون آنكه سهامي در بين باشد با شركتهاي ديگر به مشاركت ميگذارد تا از اين طريق به هدف مشترك نوآوري تكنولوژيك دست يابند.
11. كنسرسيوم (consortium): چندين شركت و موسسهي ملي تلاشهاي مشتركي را بدون آنكه سهامي در بين باشد براي دستيابي به هدف مشترك نوآوري تكنولوژيك انجام ميدهند.
12. شبكهسازي (networking): شركتي براي جلوگيري از عقبماندگي در يك حوزهي تكنولوژيك ، شبكهاي از روابط برونسازماني ايجاد ميكند.
13. پيمانسپاري يا تامين از بيرون (outsourcing): شركتي فعاليتهاي تكنولوژيك را در بيرون انجام ميدهد و صرفاً نتايج يا خروجيهاي مورد نياز را كسب ميكند.
الگوي روش تملك برای انتقال تکنولوژی
مزاياي الگوي تملك براي دستيابي به فناوري:
• ريسك پايين در دستيابي به فناوري
• امكان تسلط كامل بر نتايج (خروجيها)
• دستيابي سريع به فناوريها
• كوتاه شدن زمان توسعه محصول
محدوديتها و نقاط ضعف الگوي تملك:
• تفاوت فرهنگي (ملي/ سازماني)
• تفاوت سبك مديريتي
• انتقال مشكلات (به سازمان خريدار)
• هزينه خريد
الگوي روش ادغام برای انتقال تکنولوژی
مزاياي ادغام براي دستيابي به فناوري:
استفاده از اقتصاد مقياس در اثر ادغام
استفاده از توانمنديهاي مكمل
افزايش و همافزايي منابع
كنترل و مديريت كامل منابع (در مقايسه با روشهايي مثل سرمايهگذاري مشترك)
افزايش توان عملياتي (در اثر كاهش ستاد)
تنوع سبد محصول و تكنولوژي
كاهش هزينههاي مالي
الگوي روش ادغام برای انتقال تکنولوژی
محدوديتها و نقاط ضعف الگوي ادغام:
عدم همخواني فرهنگ ملي يا سازماني
تفاوت سبك مديريت
انتقال مشكلات
بوروكراسي و كاهش انعطافپذيري
الگوي روش سرمایه گذاری مشترک برای انتقال تکنولوژی
مزايا و نقاط قوت سرمايهگذاري مشترك:
استفاده از توانمنديهاي مكمل
امكان استفاده از شركاي متعدد
تعامل و درگيري محدود سازمانهاي شريك
يادگيري تكنولوژيك بيشتر در مقايسه با الگوهايي مثل كنسرسيوم (به دليل اهداف مشخص)
الگوي روش سرمایه گذاری مشترک برای انتقال تکنولوژی
محدوديتها و نقاط ضعف سرمايهگذاري مشترك:
كنترل و تسلط محدود هر يك از شركا بر فعاليتها و نتايج
امكان وجود اهداف پنهان يا متناقض
احتمال افشاي اطلاعات هر يك از شركا (بهويژه در همكاري رقبا)
الگوي روش ليسانس فناوري برای انتقال فناوری
الگوي ليسانس فناوري در واقع شكل خاصي از پيمانسپاري است. در اين الگو بنگاه در قبال پرداخت هزينه از دارايي معنوي، تكنولوژي و دانش فني شركت ديگري استفاده ميكند.
هزينهي ليسانس كه به آن ”حق ليسانس“ ميگويند شامل دو بخش ”هزينهي ثابت“ و مبلغي بهعنوان ”در آمد حاصل از فروش“ است.
در قراردادهاي ليسانس معمولاًبه نوع كاربرد فناوري و بازار فروش محصول اشاره ميشود.
ليسانس فناوري (ادامه)
انواع قراردادهاي ليسانس:
• ليسانس انحصاري (Exclusive): حق استفاده از فناوري صرفاً به خريدار منتقل ميشود و هيچكس ديگر ـ حتي فروشنده ـ حق استفاده ندارد. البته محدودهي ليسانس ميتواند به يك كشور، يك بازار، يا يك كاربرد خاص محدود شود.
• ليسانس اختصاصي sole) :(شبيه ليسانس انحصاري است ولي ليسانسدهنده را محدود نميكند.
• ليسانس غير انحصاري (non-exclusive): به ليسانسگيرنده اجازه ميدهد هر كاري (كه در صورت نداشتن ليسانس، نقض حقوق مالك اصلي محسوب ميشود) با فناوري مورد نظر انجام دهد. البته فقط مالك اصلي ميتواند نسبت به نقض حقوق مالكيت توسط ديگران ادعاي قانوني كند.
• ليسانس ثانويه (sub-license): در واقع ليسانسی است كه توسط ليسانس گيرنده به ديگران واگذار ميشود. از نظر حقوقي، دريافتكنندگاني كه دو يا چند پله از مالك اصلي دور هستند، در موقعيت حقوقي ضعيفتري قرار دارند.
الگوي روش لیسانس تکنولوژی
نقاط ضعف الگوي ليسانس فناوري:
عدم ارائهي ليسانس در فناوريهاي حياتي و نو
محدوديتهاي قراردادي (كه در قراردادها به گيرنده تحميل ميشوند)
پايين بودن كنترل خريدار (بر قيمت، حجم توليد و كيفيت محصول)
هزينههاي جانبي (مذاكرات) و هزينه تطبيق فناوري
پايين آمدن اعتبار شركتهاي نامآور (در اثر استفاده از ليسانس رقبا)
مقايسه الگوهاي فناوري
الگوهاي همكاري و بهطور كلي، الگوهاي اكتساب فناوري از ديدگاههاي مختلفي مورد مقايسه قرار گرفتهاند. در نتيجه، معيارها و مدلهاي گوناگوني براي مقايسهي الگوها ارائه شده است كه مهمترين آنها به افراد زير تعلق دارد:
• چيهزا(Chiesa , 2001)
• تيد و همكاران(Tidd , et al , 1998)
• آفوا(Afuah , 1998)
• فورد(Ford , 1988)
بهره برداري از تکنولوژي
بهره برداري از تکنولوژي دربرگيرنده مجموعه فعاليت هايي است که به منظور استفاده اثربخش از توانمندي هاي تکنولوژيک سازمان انجام مي شود.
در اين بخش، توجه به منابع انساني و توانمندي هاي دانشي و مهارتي آنها نيز از مباحث مهم بهره برداري از تکنولوژي است که بايستي توانمندي هاي کليدي منابع انساني سازمان شناسايي و مستند شوند و در جهت بهبود و روزآمدسازي آنها نيز فعاليت هايي انجام گردد.
• مستندسازي تکنولوژي
• بهره برداري مؤثر و بهينه از تکنولوژي
• بهبود توانمندي هاي تکنولوژيک
بر گرفته شده از اسلایدهای استاد محترم جناب آقای دکتر مهدی محمدی
توسط علیرضا حیدری DBA- 4

مدیریت تجارت الکترونیک