ویژگی‌های یک مدیر موفق

ویژگی‌های یک مدیر موفق

شما صاحب کسب‌وکاری هستید و علاقه‌مندید تا یک مدیر خوب استخدام کنید که بتواند به شما در پویایی و موفقیت کسب‌وکارتان کمک کند. وقتی آگهی استخدام شما منتشر می‌شود، احتمالا تعداد زیادی رزومه به دستتان خواهد رسید.

ممکن است شما با انتخاب کردن افرادی که شرایط بهتری دارند این تعداد را کاهش دهید، ولی باز هم تعدادی به مصاحبه دعوت می‌شوند وشما باید از بین آنها بهترینشان را انتخاب کنید. حالا سوال این است: چگونه می‌توانید بفهمید که کدامیک فرد مورد نظر شماست؟

در اینجا به 10 ویژگی مهمی که باید یک مدیر موفق داشته باشد، اشاره شده است:
1- خودانگیختگی
فردی که استخدام می‌کنید باید آنقدر انگیزه داشته باشد که بدون نیاز به نظارت مستمر شما، کارش را به خوبی انجام دهد. لازم است تا این فرد اهداف پایه و اصلی کار شما را بشناسد و استراتژی‌های مناسب برای رسیدن به آنها را برگزیده و اجرا کند. این فرد باید بتواند کارهای روزمره را با تمام وجود و با اشتیاق انجام دهد و لازم نباشد مدیر مافوق از نزدیک کار او را رصد کند.
2- مهارت کافی برای خدمت به مشتریان
جدای از اینکه شما چه نوع کسب‌وکاری دارید می‌توانید فواید و بازخوردهای مثبت رفتار یک مدیر خوب را در مقابل مشتریان و خریداران کالا یا خدماتتان، کاملا احساس کنید. درست است که شاید این بخش عمده‌ای از وظایف یک مدیر نباشد و این کارمندان هستند که در نهایت با مشتریان روبه‌رو می‌شوند، اما هر زمان که مشکلی پیش بیاید این مدیران هستند که به طور بالقوه می‌توانند وضعیت را بهتر یا بدتر کنند. شما مدیری نیاز دارید که بتواند حتی مشکل سازترین مشتریان را هم راضی نگه دارد و حفظ مشتری کند تا کسب‌وکار رونق پیدا کند.
3- درستکاری و قابل اعتماد بودن
لازم است شما مدیری استخدام کنید تا بتوانید به او اعتماد کنید. البته شاید کمی سخت باشد که شما در فرآیند مصاحبه به این شناخت برسید ولی می‌توانید سوالاتی طرح کنید که در میان پاسخ‌های آنها، به یک برداشت کلی در این خصوص دست پیداکنید. با استخدام افراد قابل اعتماد، می‌توانید از استرس بازار کسب‌وکار خود تا حد زیادی بکاهید.
4- روحیه کارتیمی
مدیر باید فردی باشد که نسبت به انجام کار تیمی متعهد و مقید باشد تا بتواند کار را بهبود بخشد. این به آن معناست که مدیر به تنهایی و براساس سلایق و دلایل شخصی نمی‌تواند کار را پیش ببرد. یک مدیر نقش یک واسطه را بازی می‌کند؛ یعنی اینکه باید از یک طرف با مدیران مافوق و از طرف دیگر با کارمندان زیر مجموعه کارکند. بااین فرض قطعی است که داشتن روحیه تیمی برای یک مدیر پراهمیت است.
5- توانایی حل مشکلات
باز هم در نقش یک واسطه، مدیر بین افراد مختلف در محل کار، قرار می‌گیرد. او در مباحثه و مناقشه هایی که بین کارمندان شکل می‌گیرد، نقش میانجی را ایفا می‌کند. به منظور انجام این وظایف به بهترین شکل، مدیری که شما استخدام می‌کنید باید قدرت و توانایی لازم در حل مشکلات را داشته باشد. ضروری است تا مشکلات را در نطفه و زمانی که تازه می‌خواهند شکل بگیرند، بشناسد و نگذارد این مشکلات بزرگ‌تر و حادتر شوند.
6- شناخت از صنعت
یک مدیر باید قادر به پاسخگویی به سوالات احتمالی مشتریان، خریداران و حتی سایر کارمندان باشد و نوع پاسخی که می‌دهد بسیار مهم است. شاید شما بتوانید با آموزش‌های مختلف یک مدیر را با زمینه و صنعت کاری خود آشنا کنید اما مسلما ایده‌آل‌ترین حالت این است که فردی را به استخدام در آورید که از قبل به صورت حرفه ای در این زمینه کار کرده باشد و تجربه لازم را داشته باشد. در ضمن اشتیاق و عطش برای کسب دانش بیشتر در زمینه کسب‌وکار نیز یک مزیت محسوب می‌شود.
7- وابستگی و تعلق
وقتی که اوضاع کسب‌وکار چندان پررونق نباشد شما به مدیر یا مدیرانی نیاز دارید که بتوانید روی آنها حساب کنید. یک مدیر با احساس تعلق بالا، فردی است که همیشه و همه جا به موقع حاضر می‌شود، در کارش بی انگیزه و سست نمی‌شود و هرزمانی که به حضورش احتیاج باشد حتی تا دیر وقت، در محل کار می‌ماند. شما فردی می‌خواهید که وقتی کاری به او می‌سپارید مطمئن باشید که آن را درست انجام می‌دهد و کار را پیش می‌برد.
8- حفظ آرامش و خونسردی
نقشی که یک مدیر دارد بسیار سخت است. استرس بخش مهمی از کار مدیریت را تشکیل می‌دهد. مشکلات بسیاری در حین کارهای روزمره به وجود می‌آید که وظیفه مدیر ایجاب می‌کند تا آنها را به بهترین شکل رسیدگی و برطرف کند. شما هم نیازمند مدیری هستید که بتواند در بیشتر مواقع آرامش و خونسردی خود را درمحل کار حفظ کند. یک مدیر آرام، تمام مجموعه را آرام نگه می‌دارد و این امر منجر به بهره وری بیشتر افراد می‌شود و محیط کار بهتری شکل می‌گیرد.
9- خوش بینی و مثبت اندیشی
شما قطعا مدیری را نمی‌پسندید که آرام باشد و نسبت به همه چیز بی‌تفاوت باشد. شما مدیری می‌خواهید که خط مشی‌هایش خوش‌بینانه و مثبت باشد. این خصیصه به ایجاد محیطی اخلاقی در کسب‌وکار شما کمک می‌کند و باعث می‌شود تا شما کارمندانی با رضایت شغلی بالاتر، بهره‌وری بیشتر و کسب‌وکاری پررونق‌تر داشته باشید.
10- مهارت کافی برای رهبری افراد
فارغ از هر ویژگی و خصلتی که شما در درون یک مدیر جست‌وجو می‌کنید، چیزی که در اولین گام دنبال آن می‌گردید این است که آیا فرد موردنظر مهارت‌های لازم برای رهبری افراد را دارد یا خیر. یک مدیر باید به این توانایی خود اعتقاد و اعتماد کامل داشته باشد. او باید در سخنوری چیره باشد، کارها را به بهترین شکل بین افراد تقسیم کند و طوری رفتار کند تا کارمندان به راحتی دستورات صادره از سوی او را قبول کنند. در مجموع، این گفتارها هم می‌تواند برای فردی که می‌خواهد به عنوان مدیر وارد مجموعه ای شود مفید است و هم اینکه شما به عنوان صاحب کسب‌وکار اگر در مصاحبه با افراد این خصایص را مشاهده کردید، تقریبا می‌توانید مطمئن باشید که این فرد توانایی لازم برای تبدیل شدن به یک مدیر خوب و موفق در کسب‌وکار شما را دارد.

                                           مترجم: علیرضا ابوالفتحی برگرفته شده از دنياي اقتصاد

روند کاری شرکت اپل بعد از استیو جابز

هر وقت که نام شرکت اپل به گوش می خورد یا این که لگوی سیب نیمه گاز خورده آن را در جایی می بینیم، یاد اسطوره جهان فناوری، استیو جابز در دل ها زنده می شود.

او فردی بود که با نوآوری ها و ایده های جذابش تمامی افراد را به وجد آورده و افراد بسیاری را به سمت استفاده از فناوری های نوین کشاند. اصولا روش کار شرکت اپل به این صورت بوده است که از هر محصولی یک نوع منحصر به فرد آن را تولید می کند و با همان یک نوع هم به فروش بسیار زیادی در بازار دست پیدا می کند.

تا زمانی که استیو جابز بود، هر نسخه از محصولات این شرکت که به مشتریانش معرفی می شد، می شد که تفاوت محسوس آن را با دیگر محصولات ارائه شده توسط دیگر شرکت ها در بازار، به آسانی احساس کرد. اما همان طور که در شماره قبل هم گفتیم این روزها شرکت اپل بیشتر از این که حرف خاصی برای گفتن داشته باشد این شانس را هنوز دارد که از نام و اعتبار استیو جابز استفاده کند و همچنان مردم را به سمت خود جذب کند.

کنفرانسی که دو هفته پیش برای معرفی نسخه جدید گوشی هوشمند این شرکت، یعنی آیفون نسخه ۵ برگزار شد بیشتر از این که محتوا داشته باشد، ظاهر باشکوه و سرو صدای زیادی داشت.

به صورتی که تمامی روزنامه ها و خبرگزاری هایی که اخبار آی تی را پوشش می دادند، این موضوع را به خبر اصلی خود تبدیل کرده و حتی برای رسیدن به ساعت برگزاری این کنفرانس شمارش معکوس را آغاز کرده بودند. اما این همه سرو صدا تنها برای یک گوشی بود که تفاوت چشم گیری با نسخه های قبلی خودش نداشت و حتی شاید بتوان گفت به قدری ارزشمند و منحصر به فرد نبود که کنفرانس ویژه ای برای آن برگزار شود. به هر حال اپل اعتبار به نسبت زیادی در میان مردم به دست آورده و از همین راه هم در حال پیشرفت بوده و به سود مالی خوبی دست پیدا کرده است. اما باید دید که تا چه مدت می تواند این اعتباری که به خاطر استیو جابز دارد را حفظ کرده و حتی آن را بیشتر کند.

در موضوع ویژه این هفته تصمیم داریم که نگاهی به روند کاری شرکت اپل و تغییراتی که در این مدت داشته است، داشته باشیم. بسیاری از کارشناسان معتقدند که بعد از استیو جابز دیگر شرکت اپل چیزی در چنته ندارد و ایده های نوین این شرکت ته کشیده است. اگر به این شرکت و محصولاتش علاقه دارید در ادامه با ما باشید.

اپل چیزی در چنته ندارد

همان طور که گفتیم، سانفرانسیسکو محلی بود که کنفرانس پر سرو صدای اپل برای معرفی گوشی آیفون ۵، در آن برگزار شد و از هفته ها قبل تر این شرکت اعلام کرده بود که نسخه جدید آیفون نسبت به نسخه های قبلی خود، کشیده تر، نازک تر، سریع تر و قوی تر است. اما به نظر شما این تفاوت ها برای راضی کردن کارشناسان و طرفداران پرشور اپل کافی خواهد بود؟

آیا این ویژگی ها می تواند مشتری ها را به قدری شگفت زده کند که حاضر به انجام یک هزینه هنگفت و خرید این گوشی شوند و آیا با همین مقدار تفاوت گوشی شرکت اپل می تواند یک تنه با لشگر گوشی های پر قدرت و محبوبی که رقبای این شرکت تولید می کنند، رقابت کند؟ سئوال مهمی که برای کارشناسان در این زمینه وجود دارد این است که آیا این امکان وجود دارد که در یک مدت بسیار کوتاه چند بار یک محصول انقلابی را به بازار وارد کرد؟

زیرا اپل ادعا کرده است که این آیفون ۵ انقلابی را به پا خواهد کرد اما مسلم است چیزی که برای مصرف کنندگان اهمیت دارد این است که نیازهای عادی شان توسط یک محصول پاسخ داده شود و همین مصرف کنندگان، تمامی محصولات تولیدی شرکت های مختلف را با هم مقایسه کرده و در نهایت محصولی را انتخاب خواهند کرد که در کنار کارایی مناسب، ظاهری جذاب و قیمتی مناسب داشته باشد. شرکت اپل توانسته است تا کنون در تولید گوشی لمسی، مارا و خوش ساخت موفقیت بسیاری به دست آورده و در این زمینه پیش قدم باشد اما باید این مورد را هم در نظر گرفت که آیا رقبای این شرکت در این مدت بیکار نشسته بودند یا آن ها هم دست به تولید محصولات موفقی زده اند.

قیمت بالای گوشی شرکت اپل بسیاری از مشتریان را از خرید آیفون منصرف کرده است در حالی که در ماه گذشته برای اولین بار گوشی گلکسی شرکت سامسونگ شرکت اپل را در بازار فروش شوکه کرده و آیفون را پشت سر خود گذاشت. در حال حاضر هم گوشی گلکسی در بازار آمریکا پر فروش تر از آیفون است و این موضوع نشان دهنده رقابت زیادی که در این عرصه به چشم می خورد، است. در چنین شرایطی دیگر نمی توان انتظار داشت که شرکت اپل با ایجاد یک سری تغییرات جزئی در نسخه قبلی گوشی خود و به راه انداختن یک تبلیغات گسترده، بتواند موفقیت قبلی خود را تکرار کرده و به آن ادامه دهد. زیرا رقابت با گوشی های متنوع ساخت شرکت های رقیب هر روز سخت تر از گذشته می شود و دیگر هر چیزی مشتریان را راضی نمی کند.

اگر بخواهیم بر پایه اخبار و نقدهایی که تا به حال در مورد آیفون ۵، منتشر شده، قضاوت کنیم باید گفت که هر آن چه که شرکت اپل به عنوان ویژگی های اصلی نسخه جدید آیفون معرفی کرده است، بدون شک در تمامی گوشی های شرکت های رقیب اپل هم وجود دارد شاید هم بتوان گفت گوشی هایی مانند گلکسی ظاهری زیباتر و طراحی حرفه ای تری به نسبت اپل دارند. به همین دلیل است که بسیاری از منتقدان و کارشناسان آی تی روحیه ریسک پذیری و انقلاب گری شرکت اپل در زمینه فناوری جدیدش را زیر سئوال برده اند.

با توجه به این موضوع که شرکت اپل تلاش می کند که مشخصات فنی محصولاتی مانند آیفون یا آی پد را منحصر به فرد جلوه دهد، این انتظار در تمامی کارشناسان و مصرف کنندگان به وجود آمده است در هر بار که نسخه جدیدی از محصولات اپل رونمایی می شود، انقلابی در آن زمینه به پا شود. تا زمانی که استیو جابز سکان دار این شرکت بود، شعار اصلی شرکت اپل این بود که در جهان « بعد از رایانه های خانگی» آن چه که اهمیت دارد این است که میزان دسترسی به اپلیکیشن های موجود در هر زمینه ای مناسب بوده و محیط کاربری اپلیکیشن ها مطابق سلیقه و نیاز مصرف کنندگان باشد. اگر به روند کاری شرکت اپل در چند سال اخیر نگاهی داشته باشیم می فهمیم که رویکرد این شرکت تغییر کرده است و شرایط به گونه ای شده که تغییرات بنیادی که در زمان استیو جابز زیاد اتفاق می افتاد، اکنون بسیار کند رخ می دهد و شاید هم بتوان گفت که دیگر اتفاق نمی افتد.

حتی نام گذاری محصولات اپل هم نشان دهنده این امر است که اپل بعد از استیو جابز دیگر تمایلی به پیشرفت و یا انجام یک اقدام انقلابی ندارد و شاید هم دیگر توان رقابت با دیگران در زمینه تنوع را ندارد. رایانه های خانگی اپل سال های سال است که «مک بوک پرو» خوانده می شوند و آی مک از مدت ها قبل، آی مک است. حتی تغییری در روند تولید نرم افزارها و برنامه های کاربردی این شرکت هم ایجاد نشده است. در حالی که تمامی شرکت های رقیب به فکر تغییر ظاهر و باطن محصولات خود هستند و هر روزه امکانات جدیدتری را به آن ها اضافه می کنند، شرکت اپل نه انقلابی در ظاهر محصولات خود دارد و هر چند سال یک بار با فاصله ای نسبتا طولانی سخت افزار آن ها را با فناوری های روز سازگار می کند. استیو جابز معتقد بود که در کنار به روز بودن سخت افزار باید شرکت اپل بیش از هر چیز دیگری متوجه نرم افزارها و محیط کاربری آن ها باشد اما این موضوع هم مدت زیادی است که در اپل راکد مانده است.

این رکود را در محصولات دیگری مانند آیفون و آی پد هم مشاهده می کنیم، البته شاید روند و سرعت تغییر در این عرصه کمی تندتر از دیگر محصولا باشد اما ظاهر این دستگاه ها هم در چند سال اخیر تغییر عمده ای نداشته است. به هر حال مشخص است که برخورد اپل با دستگاه های مختلفش، متفاوت است اما بعید به نظر می رسد که این همه سکون و یکنواختی با برنامه ریزی قبلی باشد اما نکته ای که در این میان وجود دارد این است که این شرکت هنوز هم به اعتبار استیو جابز که بسیاری از کارشناسان آن را به عنوان اسطوره جهان فناوری می شناسند، در میان مصرف کنندگان محبوبیت دارد و باید دید که این اعتبار تا چند وقت دیگر برای شرکت اپل دوام می آورد. با این روندی که اپل در پیش گرفته است، همه بیشتر از گذشته اطمینان پیدا کرده اند که تا به حال این استیو جابز بوده است که با تبحر فوق العاده ای که داشته، کاربرانش را شگفت زده می کرده است.

پنهان کاری های بی مورد

شرکت اپل هم مانند دیگر شرکت هایی که در جهان فناوری فعالیت دارند، شگردهایی را برای خودش دارد که فکر می کند با استفاده از آن ها می تواند به موفقیت های مورد نظرش دست پیدا کند. به عنوان نمونه شگرد « مخفی کاری» در این شرکت به یکی از مهم ترین ارکان تبدیل شده است و این روش به عنوان یک عامل مهم در بازاریابی محصولات اپل مورد استفاده قرار می گیرد. هیچ کس نمی تواند در این رابطه شک داشته باشد که استیو جابز همیشه به این موضوع تمایل داشته است تا مخاطبانش را غافلگیر و شگفت زده کند.

البته او این کار را بر اساس یک سیاست کلی در شرکت انجام می داد و این سیاست مخفی کاری مانند یک اصل معتبر توسط تمامی کارمندان اپل پذیرفته شده بود هر چند که تیم کوک هم بعد از استیو جابز، اعلام کرد که دوست دارد که تلاشش برای حفظ و حتی دو برابر کردن اصل مخفی کاری در اپل را بیشتر کند. این اصول تا زمان حضور استیو جابز تا میزان زیادی به مرحله اجرا درآمد و بیشتر مصرف کنندگان محصولات اپل از این روش لذت می بردند اما در حال حاضر شرایط تغییر پیدا کرده است و ما با چیزی خلاف این روبه رو شده ایم. حداقل در مورد آیفون می توان گفت که در هر سال حجم بسیار زیادی از اطلاعات در مورد نسخه های جدید این گوشی، قبل از رونمایی از آن ها منتشر می شود و این باعث شده است که شگفت زدگی کاربران بسیار کمتر از گذشته باشد و می توان تاثیر این موضوع را به وضوح روی فروش محصولات این شرکت مشاهده کرد و شاید بتوان گفت بخش مهمی از جذابیت محصولات شرکت اپل دچار خدشه شده است.

البته در مورد آیفون ۵ باید گفت که تا حد زیادی تمامی اطلاعات مربوط به مشخصات آن قبل از رونمایی به بیرون درز کرده بود و اپل در مخفی کاری موفق عمل نکرد. این گوشی با توجه به این که شباهت بسیار زیادی به نسخه قبلی اش داشت و اطلاعات آن هم قبل از برگزاری کنفرانس، به بیرون درز کرده بود، نتوانست که هیجان زیادی را در میان طرفداران محصولات اپل به پا کند. البته هنوز هم ناظران بازار فناوری برآورد می کنند که این محصول فروش بالایی داشته باشد و این احتمال هر چند با درصد کمی وجود دارد که اپل بتواند باز هم سامسونگ را پشت سر گذاشته و موفقیت گذشته خود را تکرار کند.

ادعای دروغین اپل

در هر باری که شرکت اپل یک کنفرانس برگزار کرده و محصول جدیدی را با مشتریان معرفی می کنند، مدیران این شرکت به گونه ای از محصولات و ویژگی هایشان حرف می زنند که انگار از بهترین محصول جهان سخن می گویند و معمولا هم این گونه است که ادعا می کنند که محصولات دیگر با فاصله ای بسیار پشت سر تولیدات اپل قرار گرفته اند. البته در بسیاری از موارد ادعاهایی که می شود غلط از کار در می آید. در مورد آیفون ۵ هم از این دسته از ادعاها بسیار وجود داشت که یکی از آن ها این بود که اپل ادعا کرده است که نمایشگر آیفون ۵ پیشرفته ترین نمایشگر در جهان است. اما این گفته صحت ندارد و در این مورد شرکت اپل به شرکت نوکیا باخته است.

اندازه کلی نمایشگر گوشی لومیا ۹۲۰، شرکت نوکیا از نمایشگر آیفون بزرگتر است و همچنین در مورد درخشندگی و بازتاب نور بیرونی هم باید گفت که لومیا ۹۲۰، بسیار بهتر از آیفون است. مورد دیگری که باید عمل مقایسه را برای آن انجام دهیم میزان رزولوشن و تراکم پیکسل نمایشگر است که اعدادی که برای گوشی لومیا از نظر کیفیت ۲ درصد بهتر از آیفون هستند. علاوه بر این موارد فناوری جدیدی در این گوشی شرکت نوکیا به کار گرفته شده است که Pure Motion HD نام دارد و این امکان را می دهد که پیکسل های زیر صفحه لمسی را ۵/۲ برابر سریع تر از پنل های استاندارد IPS بوده و با سرعت دوباره سازی معادل ۶۰ هرتز، به فرمان ها واکنش نشان دهند. بالاتر بودن سرعت دوباره سازی به این معنا است که در زمانی که شما تصاویر را در نمایشگر تغییر می دهید پیکسل های نمایشگر طی مدت زمان کمتری قادر باشند که تصاویر را پشت سر هم بازسازی کرده و نمایش دهند. این عدد برای نمایشگرهای معمولی گوشی های دیگر ۲۳ میلی ثانیه است در حالی که در گوشی شرکت نوکیا ۹ میلی ثانیه می باشد.

با توجه به این که نمایشگرهای لمسی سختی های مربوط به خودشان را دارند شرکت نوکیا این امکان را برای گوشی جدید خود گذاشته است که شما بتوانید با انواع دستکش، قلم های لمسی و حتی ناخن دست خود با صفحه نمایش لمسی گوشی لومیا کار کنید در صورتی که در مورد آیفون ۵ شما فقط با پوست دستتان و یا قلم های مخصوص باید صفحه نمایشگر آن را لمس کنید. این ادعای دروغین شرکت اپل تنها باعث شده است که ارزش حرف و اعتبار این شرکت برای کارشناسان پایین تر از گذشته بیاید و شاید بتوان گفت که از این به بعد به آسانی نمی توان به هر حرفی که از سوی مدیران این شرکت در رابطه با یک محصول و ویژگی هایش زده می شود، اعتماد کرد.

نشد که بشود

درست است که تا قبل از رونمایی آیفون هنوز کسی نمی توانست با قدرت حرف از ضعف شرکت اپل یا عدم موفقیتش بزند اما بعد از رونمایی این محصول به وضوح می توان دید که این محصول نتوانسته است که انتظارات طرفداران این شرکت را برآورده کند و به راحتی می توان این موضوع را از کاریکاتورها و نقدهایی که در این چند هفته پس از معرفی آیفون، انتشار پیدا کرده اند، فهمید. در حقیقت می توان گفت که طبق تمامی نقدهایی که تا به حال نوشته شده است، همه نسخه جدید گوشی آیفون را همان نسخه قدیمی دیدند که تنها کمی قد آن بلندتر شده است.

زیرا برای بیشتر مصرف کننده ها پردازنده A6 یا بهتر شدن عملکرد دوربین این گوشی اهمیت زیادی نداشته است و طبق آن چیزی که از دوره استیو جابز انتظار داشتند، یک خلاقیت و یک محصول جدید از اپل می خواستند و در این مورد سرخورده شده اند. با این که شرکت اپل سعی کرده بود که وزن محصول خود را کاسته و بر استحکام آن بیافزاید و حتی پردازنده سریع تری در ساختار آن به کار ببرد اما باز هم این کار نتوانست رضایت مصرف کنندگان را به همراه داشته باشد. برای رسیدن به جواب این سئوال شاید بد نباشد که نگاهی به گذشته شرکت اپل داشته باشیم. در زمانی که در سال ۲۰۰۱، استیو جابز سعی به ایجاد تحولات بنیادین در اپل داشت و برای شروع، آیپاد را معرفی کرد. پس از آیپاد نوبت به معرفی مک بوک ها رسید و این روند تا رونمایی از اولین نسخه آیفون ادامه پیدا کرد.

در واقع استیو جابز با روشی که اختراع کرد، یک روش جدید برای بازاریابی محصولات جدید اپل اختراع کرد و به نوعی هم باعث فرهنگ سازی برای این محصولات شد. او توانست که اپل را از شرکت هایی که فقط محصولات دیجیتالی را تولید می کردند، جدا کند و این متفاوت بودن را به کاربران نیز انتقال دهد. به ترتیب دیگر کسی انتظار نداشت که شرکت اپل، روش کاری مشابه با شرکت نوکیا یا سامسونگ داشته باشد و همیشه مصرف کنندگان منتظر یک اقدام نو و جدید از شرکت اپل بودند. اما بعد از استیو جابز، شرکت اپل در این رابطه دچار مشکل شد و این کار با این که تا به حال به فروش بالای این شرکت کمک بسیاری کرده است، باعث شده تا انتظارات از اپل همچنان بالا باقی بماند و مرگ استیو جابز باعث شد که این سختی بیشتر به چشم کارمندان و مدیران اپل بیاید.

زیرا همه کارشناسان و مصرف کنندگان نحوه کار و عملکرد فعلی آن ها را با زمان استیو جابز مقایسه می کنند و به دنبال ضعفی از این شرکت هستند تا آن را بزرگ کرده و به نوعی انتقاد کنند. شاید اگر آیفون ۵ توسط هر شرکت دیگر به عنوان یک گوشی هوشمند معرفی می شد، هیچ گاه این حرف و حدیث ها به میان نمی آمد اما وقتی استیو جابز سطح اپل را تا این حد بالا برده است، اکنون همه مدیر جدید این شرکت را عامل از میان رفتن خلاقیت و نوآوری در اپل می دانند. بدون تردید خود مدیران و کارکنان شرکت اپل این انرژی منفی را از مصرف کنندگانشان دریافت کرده و فهمیده اند که دیگر میزان رضایت مشتریان به اندازه قبل نیست و شاید همین مورد باعث شود که قبل از این که بیشتر در بازار افت داشته باشند به فکر بیرون دادن یک محصول جدید با نامی متفاوت باشند. به طور حتم این ماجرا باعث خواهد شد که شرکت های رقیب اپل مانند سامسونگ از آب گل آلود ماهی گرفته و از این فرصت برای بالاتر کشیدن خود استفاده کنند.

واضح است که این شرکت هنوز هم طرفداران بسیاری در سراسر جهان دارد و کار خود را به خوبی انجام می دهد و شاید بتوان گفت این نقدها تنها به این دلیل است که سطح انتظارات از شرکت اپل بسیار بیشتر از دیگر رقبایش است.

منبع: مجله بایت

 

مالکیت فکری

مالکیت فکری

به طور کلی ابداع یک محصول و ورود آن به بازار سه مرحله دارد:

1)     مرحله تولید و خلق محصول (creation)

2)     مرحله حمایت قانونی و حقوقی از محصول (protection)

3)     مرحله تجاری سازی (commercialization)

اگر این سه حلقه وجود داشته باشد یک تولیدکننده می تواند چه در عرصه اختراعات چه در عرصه طراحی صنعتی و سایر حوزه ها در بازار موفق شود. یعنی ابتدا چیزی باید تولید شود، سپس یک چتر حمایت قانونی دور آن کشیده و سپس وارد بازار شود. اگر بدون این چتر محصول وارد عرصه بازار شود، حمایت کافی و لازم از ان به عمل نمی آید و ممکن است از محصول یا طرح تقلید شود و ثمره، شاید یک عمر تلاش مخترع و تولیدکننده و آفریننده اثر ادبی و هنری بر باد رود. حقوق مالکیت فکری عهده دار این حمایت است.

مفهوم مالکیت فکری

به جای مالکیت معنوی، بهتر است از اصطلاح مالکیت فکری استفاده شود این واژه ترجمه ی Intellectual Property است Intellectual به معنی ذهنی و فکری، Property هم به معنای دارایی یا مالکیت است. Intellectual Property مالکیتی است که ناشی از فکر است. مالکیت محصولاتی که فیزیکی و ملموس هستند مثل صندلی، خانه که Physical Property است، اینها دارایی های محسوس و قابل لمس به شمار می روند، ولی یک موزیک، فیلم یا طرح صنعتی یا اختراع، از جنس فکر هستند که قابل لمس نیستند گرچه در یم شی قابل لمس تجلی پیدا می کنند اما چیزی که آفریده ی پدیده آورنده است یک امر غیرمحسوس است و به این خاطر مالکیت یا دارایی فکری نامیده می شود.
شاید اصطلاح معنوی از این باب است که در ایران با امور معنوی بیشتر انس داریم! دلیل دیگری هم وجود دارد ، در بحث کپی رایت یک مولف دوگونه حق دارد یک حق مادی و اقتصادی و دیگری حق اخلاقی که حق اخلاقی را می توانیم بگوییم حق معنوی بخشی از حقوق مالکیت فکری است. به هر حال جدای از این بحث ها مالکیت فکری عبارت است از حقوق قانونی که از فعالیت ذهنی و فکری در عرصه های مختلف صنعتی، علمی و ادبی و هنری به وجود آمده باشد و در واقع مالکیت فکری محصول ذهن است که این محصول ذهن می تواند تحت حمایت یک فرد یا موسسه درآید. شخص حقیقی یا حقوقی دارنده مالکیت فکری می تواند محصول فکری خود را آزادانه در اختیار همه بگذارد یا اینکه آن را کنترل کند و در انحصار خود قرار دهد. مثل کسی که کتابی را تدوین می کند، می تواند چاپ آنرا در انحصار خود بگیرد، کنترل کند و آنطور که خودش می خواهد از آن استفاده کند.

یا به همگان اجازه دهد به رایگان یا در ازای پرداخت حق الامتیاز از آن بهره برداری کنند. Intellectual Property Rights که به اختصار به آن IPRs گفته می شود نسبت به شی یا محصول فیزیکی بیرونی اعمال نمی شود بلکه نسبت به آفرینشی که اثر وجود دارد اعمال می شود. به عنوان مثال مالکیت فکری به خود کتاب مربوط نمی شود. مثلا اگر کتابی را خریداری می کنید مالک یک شی می شوید، ولی مالک فکری کتاب، خالق محتوای آن کتاب است. در فیلم یا موسیقی هم همینطور است. بنابراین مالکیت فکری به محتوا و نفس اثر تعلق پیدا می کند. خالق اثر مالک آن است. به طور کلی حق مالکیت دو جنبه دارد. یکی اینکه به مالک اختیار تصرف در مال را می دهد. دیگر اینکه مانع تصرف دیگران در آن می شود. بطور مثال کسی که مالک یک دستگاه اتومبیل است می تواند این اتومبیل را هرگونه که دوست دارد استفاده کند.

همینطور می تواند دیگران را از استفاده مال منع کند و اجازه استفاده ندهد. پس در واقع این مساله دو بعد دارد یک بعد " ایجابی" یعنی خودتان هر استفاده ای بخواهید می توانید بکنید و یک بعد منفی و "سلبی" که می توانید مانع استفاده دیگران شوید. مالکیت فکری هم همینطور است به عنوان مثال اگر می گوییم طرح صنعتی ثبت شد و شما مالک قانونی آن شناخته شدید. شما هستید که می توانید این طرح صنعتی را اجرا کنید و در جایی به کار ببرید و به بازار عرضه کنید که همان بعد ایجابی است و همینطور می توانید مانع استفاده دیگران شوید یعنی در واقع دیگران بدون اجازه شما می توانند طرح شما را پیاده و به بازار عرضه کنند که همان بعد سلبی است.
انواع و اقسام محصولاتی که مالکیت فکری برای آنها مطرح هست را می توان نام برد: کتاب، انواع اجراها (اجرای هنری خوانندگی، نوازندگی و ...)، نقاشی، برنامه های رادیو تلویزیونی، فیلم های ویدئویی، برنامه های رایانه ای، طرح ها، تصاویر، علائم تجاری، اختراعات، نشانه های جغرافیایی، نام شرکت ها، فرمول های شیمیایی، گونه های گیاهی، عطرها و ... محصولاتی هستند که هر کدام به نوعی در آنها مالکیت فکری حضور دارد.

گونه های مختلف مالکیت فکری:

1-     Copyright : که در فارسی به حقوق مؤلف ترجمه می شود و حقوق مرتبط با آثار ادبی- هنری است.

2-     Patents : به اختراعات مربوط است. به گواهینامه ثبت اختراع Patent  گفته می شود.

3-     Industrial designs : طرح های صنعتی. در مالکیت فکری منظور طرح صنعتی ویژگی های ظاهر و زیبایی شناختی کالا است که جنبه خلاقانه و ابتکاری دارد و موجب چشم نوازی و مشتری پسند شدن محصول می شود.

4-     Trademarks: علائم تجاری که نشانه ها و علامت هایی هستند که کالاها و خدمات یک شخص یا شرکت را از کالاها و خدمات یک شخص و شرکت دیگر متمایز می کنند که در بازار به عنوان شناسنامه یک کالا یا خدمات است. در خدمات هم علامت تجاری داریم که  Mark Service نامیده می شود.

5-     Geographical indications: نشانه های مبداء جغرافیایی کالا. برخی از کالاها هستند که به علت مبداء جغرافیایی شان کیفیت و ارزش خاصی پیدا می‌کنند. قانون با ضوابطی از این اسامی حمایت می کن مثل دارجلینگ که اسم منطقه خاصی است که در آن این چای معروف با آن طعم و بوی مخصوص تولید می شود. در ایران هم مثل زعفران قائنات یا گلاب قمصر که نام جغرافیایی آنها کیفیت خاصی را در ذهن مصرف کننده ایجاد می کند وجود دارد و بر طبق قانون تنها کسی می تواند از این نشان استفاده کند که کالایش را در آن منطقه جغرافیایی تولید کرده باشد و دیگری در جایی دیگر چنین نشان منطقه ای را نمی تواند انتخاب کند.

6-     Trade secrets: رازهای تجاری که مربوط به اطلاعات محرمانه ای است که ارزش تجاری دارند و قانون ارز این اطلاعات حمایت می کند.

7-     New plant varieties: گونه های جدید گیاهی، در حوزه کشاورزی در کنار گونه های جدیدی که از طریق پیوند و یا امروزه مهندسی ژنتیک تولید می شود، به پیوند زننده با تولید کننده حقوقی تعلق می گیرد و تولید محصول تا مدت خاصی در انحصار او قرار می گیرد.

8-     Protection against unfair competition:رقابت غیر منصفانه که یک عنوان کلی است در واقع از نظر قانونی تجارت، باید منصفانه باشد و مکارانه نباشد تاجران در بازار باید رفتار منصفانه داشته باشند و اگر رقابت و رفتار غیرمنصفانه وجود داشته باشند قانون با آن برخورد میکند.مثلا اگر شرکتی علیه رقیب خود اطلاعات دروغی را در بازار پخش کند یا از رقیب خود تقلید غیرمجاز کند و مشتری را فریب دهد به آن رقابت غیرمنصفانه گفته می شود.

چطور از مالکیت فکری حمایت می شود؟

   قانون به کسی که خالق یک اثر ادبی-هنری یا مخترع است حقوق اختصاصی می دهد که بتوان از اثر یا اختراع خود بهره برداری تجاری کند.حقوق مالکیت فکری می تواند فروخته شود، لیسانس شود و یا بخشیده شود.یعنی خالق اثری می تواند خودش از آن استفاده کند یا از طریق فروش امتیاز یا لیسانس از آن بهره برداری کند. لیسانس(license)مثل یک قرارداد اجاره است مالکیت محفوظ است ولی در مدت محدودی اجازه بهره برداری به دیگری داده می شود. یک محصول واحد همزمان میتواند با بیش از یک یا چند مالکیت فکری حمایت شود.به عنوان مثال در مورد یک لپ تاپ ،در آن واحد انواع و اقسام حقوق مالکیت فکری حضور دارد. از لحاظ فنی و سخت افزاری یک اختراع است. در عین حال نرم افزارهای آن به عنوان کپی رایت،دیزاین آن به عنوان طرح صنعتی و علامت روی آن به عنوان علامت تجاری قابل حمایت است.بنابراین یک محصول میتواند همزمان موضوع چندین نوع مالکیت فکری قرار بگیرد.

   حقوق مالکیت فکری را قانون اجرا می کند که با توجه به قانون هر کشوری سطح حمایت از مالکیت فکری میتواند کم یا زیاد باشد.البته به غیر از قانون های داخلی ، قوانین بین المللی و موافقت نامه ها یا عهدنامه های بین المللی وجود دارد که چند کشور عضو آن هستند و متعهد می شوند در روابطشان از حقوق اتباع یکدیگر در خاک یکدیگر حمایت کنند.مثلا در کنوانسیون مالکیت صنعتی پاریس (مصوب 1883) که ایران هم در سال 1337 عضو آن شد،هر یک از کشورهای عضو متعهد شده اند تا از اختراع،علامت تجاری و طرح صنعتی اتباع خود در خاک یکدیگر حمایت کنند.

اهداف نظام مالکیت فکری چیست؟

   چرا باید از مالکیت فکری حمایت شود و چه کسی از آن نفع می برد؟ حمایت از مالکیت فکری مخالفینی هم دارد. چرا که معتقدند اگر اتفاق بیافتد،ایجاد انحصار می شود و دانش،اطلاعات و صنعت در انحصار شخص یا شرکتهای خاصی قرار می گیرد و بقیه نمی توانند از آن بهره ببرند و یا انحصار موجب شود تا آن را گران کنند و به دست دیگران نرسانند و یا هر قیمتی به آن بدهند. اما موافقین ، یکی از کارکردهای اصلی مالکیت را ایجاد انگیزه می دانند.افراد سرمایه مادی و ذهنی خود را به کار می برند نوآوری می کنند و اگر ببینند که از حاصل فکر آنها ،قانون حمایت می کند و با ناقض قانون برخورد می کند انگیزه ای برای نوآوری و توسعه بیشتر در علم و فناوری خواهند داشت. اگر حمایتی از طرف قانون نباشد افراد دلسرد می شوند و انگیزه کار از بین می رود. این انگیزه نه تنها برای فرد بلکه برای جمع مفید نیز است و توازنی بین نیازهای خالق اثر و جامعه به وجود می آورد. از سوی دیگر جامعه هم به اشکال مختلفی از حمایت مالکیت فکری می تواند بهره مند شود؛ به طور مثال حمایت از مالکیت فکری باعث رقابت سالم در بازار می شود در صورتی که اگر این حمایت وجود نداشته باشد رقابت مکارانه ای ایجاد می شود که مشتریان فریب می خورند و منجر به رواج کالاهای تقلبی در بازار خواهد شد.پس این حمایت موجب رقابت سالم افزایش کیفیت کالاها،رشد تکنولوژی و فناوری خواهد شد. 

قوانین مالکیت فکری در ایران

در ایران تصور عمومی این است که در زمینه مالکیت فکری هیچ قانونی نداریم در صورتی که ایران دارای بیش از 80 سال پیشینه در زمینه قوانین مالکیت فکری است. اولین قانون ما به نام قانون علامات صنعتی و تجاری در سال 1304 به تصویب رسید.در سال 1310 قانون ثبت علائم و اختراعات ،در سال 1337 آئین نامه اصلاحی اجرای قانون ثبت علائم تجاری و اختراعات تصویب شده است. قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان در سال 1348،قانون ترجمه و تکثیر کتب،نشریات و آثار صوتی در سال1352،قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه ای سال 1379،قانون اجارت الکترونیک سال 1382،قانون نشانه های مبدا جغرافیایی کالا سال 1383 و قانون جدید ثبت اختراع،طرح صنعتی و علائم تجاری در سال 1386به تصویب رسید.حمایت قانونی از مالکیت فکری طرح صنعتی در ایران با قانون اخیر آغاز شده است چند سازمان هم متولی مالکیت فکری در حوزه کپی رایت و ثبت اختراع و طرح صنعتی هستند؛اداره مالکیت صنعتی زیر نظر سازمان ثبت اسناد که دارای سه دفتر است ؛دفتر ثبت اختراع،طرح صنعتی و علائم تجاری، برای ثبت این موارد باید به این دفاتر مراجعه شود.بحث کپی رایت یا حق مولف مربوط به وزارت ارشاد است که متولی مالکیت حقوق ادبی-هنری است و حقوق نرم افزار هم مربوط به شورای عالی انفورماتیک است. 

چه حقی قابل حمایت است؟

   در حقوق مالکیت فکری از ایده حمایت نمی شود،ایده تا زمانی که تجلی پیدا نکرده و بیان نشده است از آن حمایت نمی شود. ایده با توجه به این که به چه حوزه ای وابسته است متفاوت است،گاهی ایده یک رمان است تا زمانی که در ذهن نویسنده است و بیانش نکرده جایی برای حمایت ندارد اما همین که بیان شد ،انتشار یافت،از آن ایده اظهار شده حمایت می شود در اختراع هم ایده ای که قابل حمایت است که سه شرط داشته باشد؛جدید، قابل کاربرد صنعتی باشد و دارای خلاقیت،ابتکار و نوآوری باشد. با شرایط خاصی تجلی پیدا کند تا قانون از آن حمایت کند.

   برای مثال ایده چراغ روشنایی اگر در ذهن ادیسون می ماند،حقوقی هم نداشت ولی زمانی که اظهار می شود و قابلیت اجرا پیدا می کند ،قانون از آن حمایت می کند. مدت حمایت هم محدود است. مدت حمایت از هر اختراع ،20 سال است و بعد از آن وارد دارایی های عمومی (public domain) می شود یکی از دفاع هایی که موافقین مالکیت فکری در قبال مخالفینشان دارند ، همین بحث محدودیت زمانی در حمایت است . حمایت محدود از اختراع موجب می شود تا مخترع با خیال راحت اختراعش را فاش و ثبت کند و بیست سال هم از آن بهره برداری کند و پس از آن همه می توانند از آن استفاده کنند.

  بایدبدانیم که قانون بخشی از کار را انجام میدهد و در حیطه خود میتواند حمایتی را انجام دهد.اگر طرحی ثبت شده باشد و ببینید که شخص دیگری آن را تولید کرده می توانید شکایت کنید و قانون مانع تولید آن می شود انتظاری که از چیزی داریم باید در حوزه خودش باشد. بنابراین توصیه حقوقدانان این است که قبل از ارائه،طرح را ثبت کنید.

قانون معجزه نمی کند! قانون برای شما این حق را می شناسد که اثبات کنید و جلوی متخلف را بگیرید و مطالبه خسارت کنید که کار آسانی هم نیست و در کشور ما دردسر بیشتری هم دارد،مثلا در کشورهای پیشرفته آنقدر ریسک و هزینه تخلف بالاست که معمولا کسی به دنبال آن نمی رود.           

 روند حمایت از حقوق مالکیت فکری در سطح ملی و بین المللی

قلمرو حمایت از حقوق مالکیت فکری به 3دوره قابل تقسیم است:

1-     دوره حمایت داخلی (Territorial Period) (تقریباً از 1470 تا 1850) که کشورها فقط از حقوق مالکیت فکری در خاک خود و اتباع خود حمایت میکردند.

2-     دوره حمایت بین المللی(International Period) (تقریبا از 1850 تا 1994) که حمایت از مالبکیت فکری از سطح داخلی به سطح بین المللی توسعه یافت. این دوره به نوبه خود به دو مقطع قابل تقسیم است:

اول- دوره حمایت های بین المللی دو جانبه(Bilateralism) که کشورها با عقد معاهده های دوجانبه بصورت متقابل متعهد به حمایت از حقوق اتباع خود در خاک یکدیگر می شوند.

دوم- حمایت های بین المللی چندجانبه (Multilateralism) که کشورها با عقد معاهده های بین المللی چند جانبه در زمینه های مختلف مالکیت فکری بر اساس اصل رفتار ملی (National treatment) مکلف به حمایت از حقوق اتباع یکدیگر در خاک خود شدند. اولین معاهده بین المللی چند جانبه کنوانسیون مالکیت صنعتی پاریس مصوب 1883 است که راجع به حمایت از اختراع، علامت تجاری، طرح صنعتی ومقابله با رقابت غیر منصفانه است. دومین معاهده کنوانسیون مالکیت ادبی و هنری برن مصوب 1886 است که ناظر به حمایت از حقوق خالقان آثار ادبی و هنری است. از آن پس بیش از بیست معاهده بین المللی دیگر در زمینه های مختلف مالکیت فکری به توصیب رسید که این امر نشانه اهمیت ویژه مالکیت فکری در روابط بین المللی است.

3-     دوره حمایت جهانی(Global Period). در دهه 1980 همزمان با مذاکرات گات و دور اوروگوئه در خصوص رفع موانع تجارت جهانی موضوع مالکیت فکرری و اهمیت آن در روابط تجاری بین المللی مورد توجه کشورهای مذاکره کننده قرار گرفت. این مذاکرات سرانجام به تاسیس سازمان جهانی تجارت       (World Trade Organization) در سال 1994 منتهی شد. این سازمان دارای سه سند و موافقت نامه اصلی که عضویت در این سازمان منوط به عضویت در این موافقت نامه ها است. یک موافقت نامه ناظر به تجارت خدمات و دیگر راجع به جنبه های تجاری حقوق مالکیت فکری(موسوم به TRIPs) است. موافقت نامه تریپس حاوی استاندارهای حداقلی است که در تمام معاهدات گذشته وجود داشت و کشورهای عضو ملکف به تطبیق قوانین داخلی خود با این استانداردها هستند.

در این موافقت نامه برای اولین بار ضمانت اجراهای موثری برای تضمین اجرای حقوق مالکیت فکری در سطح بین المللی پیش بینی شده است. در جریان مذاکرات مربوط به تدوین این موافقت نامه اختلاف نظرهای فراوانی به ویژه بین کشورهای در حال توسعه و کشورهای صنعتی وجود داشت. کشورهای صنعتی مخصوصاً ایالات متحده امریکا خواهان وضع حمایت های قوی‌تر و موثرتری در تمام حوزه ها بود. در مقابل کشورهای در حال توسعه خواهان سطح پایین تری از حمایت ها به ویژه در حوزه های مرتبط با دارو و بهداشت و سلامت همگانی بودند.

از سال 2000 دوره ای شروع می شود که آن را  Post-TRIPs نامیده اند. در این دوره کشورهای صنعتی به ویژه امریکا از طریق انعقاد قراردادها چندجانبه بین المللی درصدد افزایش سطح حمایت ها و تقویت ضمانت اجراهای حمایت از مالکیت فکری هستند. کشورهای در حال توسعه نگران تحمیل این استاندارها به خود هستند.

                                                                              برگرفته از سخنان دکتر محمود صادقی - مجله تدبیر

سایت کلاس درس، کمک درس اینترنتی فرزندان

یک هفته از آغاز سال تحصیلی گذشته است. اگر دنبال یک کمک درس اینترنتی برای فرزندان خود می‌گردید پیشنهاد می‌کنیم به سایت کلاس درس سر بزنید. این سایت به آدرس اینترنتی www. kelasedars.org در دسترس است.

به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام و به نقل از دنیای اقتصاد، «کلاس درس» یک موسسه غیرانتفاعی است که هدف آن فراهم کردن آموزش رایگان و باکیفیت برای تمامی فارسی‌زبانان است. در واقع این سایت قصد دارد به کمک تکنولوژی و به خصوص تکنولوژی به اشتراک‌گذاری ویدئو، با از میان برداشتن تمامی مرزهای مالی و جغرافیایی، امکان یادگیری تمام یافته‌های دانش را برای همه‌ فارسی‌زبانان مهیا کند.

در حال حاضر کتابخانه ویدئوهای این سایت شامل بیش از ۲۸۰ ویدئو است که مباحثی از فیزیک، ریاضیات، نظریه‌ بازی‌ها ، هندسه و… را پوشش می‌دهد. معلم‌های ، سایت کلاس درس هر روز در حال مطالعه، آماده‌کردن طرح دروس جدید و ضبط ویدئو هستند.

این کار به گسترش انبار ویدئوهای «کلاس درس» کمک شایانی می‌کند. ویژگی اصلی ویدئوهای کلاس درس به کوتاه بودن آنها باز می‌گردد. هر ویدئو در این سایت شامل یک موضوع است که به طور متوسط در ۱۲ دقیقه بیان می‌شود و به شما امکان آن را می‌دهد که نخست روی موضوع مطرح شده تمرکز کنید و همچنین امکان این را داشته باشید که این ویدئوها را در زمان‌های مختلف در طول روز نگاه کنید.

ویدئوهای درسی این سایت دروس دوران دبستان، راهنمایی و دبیرستان را پوشش می‌دهد. در همین زمینه می‌توانید به سایت www.khanacademy.org هم سر بزنید.

                                                                 بر گرفته شده از: پایگاه فناوری اطلاعات برسام

 

درس‌هايي برای کارآفرینان

صاحب کسب‌و‌کار بودن بسیار مسحورکننده است: شما رییس خود هستید، درآمد بالقوه شما نامحدود به نظر می‌رسد، می‌توانید هر زمان که می‌خواهید در محل کار حاضر شوید یا نه و بسیاری اختیارات دیگر. اگر شما یک ایده واقعا خاص دارید ممکن است بتوانید آن را به نتیجه برسانید.

اما آیا شما آنچه را که لازمه موفقیت در کارآفرینی هست دارید؟ پژوهش‌های قبلی نشان می‌دهد سطح تحصیلات، میزان توانایی مالی، تجربه‌های قبلی در این زمینه و ویژگی‌های ذاتی فرد می‌تواند در موفقیت یا عدم موفقیت نهایی در عرصه کارآفرینی موثر باشد. در این مقاله براساس تجربه‌هایی در زمینه راه‌اندازی دو شرکت، یک تور تابستانی و همچنین شناسایی فاکتورهای موثر دیگر که موجب می‌شود کسب‌وکار راه‌اندازی شده ورودی‌های باارزشی داشته‌باشد به ارائه نکاتی برای کارآفرینان پرداخته‌ام. این موارد به‌خصوص در شرایط دشوار اقتصادی قابل‌اجرا هستند.
1- اول تحقیقات لازم را انجام دهید.
حواستان باشد چرخ را دوباره اختراع نکنید. روحیه کارآفرینی می‌خواهد چیز جدیدی را ابداع کند، اما اگر قبلا مشابه آن در بازار ارائه شده‌باشد، وقت، پول و تلاش شما به هدر رفته است. جک ولش، مدیر سابق شرکت GE می‌گوید: «اگر مزیت رقابتی ندارید وارد رقابت نشوید.» من نیز در این راستا قبل از راه‌اندازی شرکت تولیدکننده درهای اتوماتیک گاراژ تحقیقات دقیقی درمورد آنچه در بازار وجود دارد و آنچه مشتریان به آن نیاز دارند انجام دادم که منجر به طراحی محصولی منطبق بر نیازهای بازار شد.
2- شناسایی افراد توانا در جریان مصاحبه‌ها‌ی شغلی
کارکنان یک شرکت بزرگ‌ترین دارایی آن محسوب می‌شوند، از این رو یافتن و استخدام افراد مستعد از دشوارترین اقدامات در راه‌اندازی شرکت است. از آنجا که فرآیند مصاحبه‌های شغلی معمولا با شرایطی که فرد در محیط کار با آن مواجه می‌شود بسیار متفاوت است، نظر اولیه‌ای که نسبت به یک فرد در مصاحبه شغلی به دست می‌آید، می‌تواند کاملا متفاوت با واقعیت باشد. «مالکوم گلدول» نویسنده پرفروش‌ترین کتاب مدیریتی در سال 2008 می‌گوید: «امروزه در بسیاری از صنایع معیارهای اولیه ای که براساس آنها فرد را استخدام می‌کنند با آنچه پس از استخدام از وی توقع دارند بسیار متفاوت است.»
برای مثال در ابتدای راه‌اندازی تور تابستانی یکی از اولین مصاحبه‌ها را با فردی انجام دادم که ظاهری نامرتب داشت و این‌گونه به نظر می‌آمد که نه می‌تواند با اطرافیان خوب ارتباط برقرار کند و نه تعامل موفقی با مشتریان داشته باشد، اما چون به نظر فرد تعلیم‌پذیری می‌آمد و در آن زمان کسب‌و‌کار نوپای من نیاز به نیروی کار داشت ناچار به استخدام او شدم. در جریان کار او نه تنها توانست ارتباط موثری با مشتریان برقرار کند بلکه دارای مهارت‌های مکانیکی ویژه‌ای بود که اگرچه در مصاحبه استخدامش فراموش کرده‌بود ذکر کند، اما کاملا متناسب با نیاز غیرمنتظره‌ای بود وتوانست در کار به ما کمک کند. به علاوه این فرد به یکی از باوجدان‌ترین و موفق‌ترین افراد در محیط کار تبدیل شد.
3- توجه روزانه به میزان حاشيه سود شرکت
این موضوع یکی از اصول حیاتی برای تصمیم‌گیری‌های مالی یک شرکت است، به‌ویژه برای روزهای اولیه کسب‌و‌کار جدید که معمولا با موقعیت‌های دشوار اقتصادی همراه است. به زبان ساده، حاشيه سود برابر است با درآمد حاصل از فروش منهای هزینه‌های متغیر برای هر واحد ضرب ‌در تعداد کل واحدهای فروخته‌شده. حاشيه سود باید به اندازه کافی بزرگ باشد تا بتواند تمام هزینه‌های ثابت را پوشش دهد در غیر این صورت شرکت شما به زیان‌دهی می‌رسد. باتوجه به آنچه در نکته 1 گفته‌شد، بخشی از فرآیند پژوهش باید شامل تخمین دقیق احتمال فروش هر واحد و همچنین برآورد دقیقی از هزینه‌های هر واحد باشد. اهمیت این موضوع در شرایط دشوار اقتصادی یا صنایع به‌شدت رقابتی بیشتر می‌شود. مهم نیست ایده شما چقدر خوب است، اگر روشی نباشد که با این ایده به سود مالی دست یافت پرداختن به آن اتلاف وقت و سرمایه است.
حاشیه‌ سود فایده دیگری نیز دارد، هر تصمیم‌گیری مالی که با صرف هزینه همراه است باید با این شاخص سنجیده‌شود. به‌صورت افراطی‌تر می‌توان گفت میزان هزینه‌ها مهم نیست اگر درآمد بالقوه حاصل از آن بیش از مخارج باشد. برای مثال اگر خرید تجهیزات گرانقیمت باعث می‌شود هزینه‌های متغیر در واحد تولید به‌طور موثری کاهش یابد، میزان حاشیه‌ سود حاصل از این اقدام هزینه صرف شده را توجیه می‌کند. در مورد تبلیغات نیز این‌گونه است یعنی اگر افزایش فروش پیش‌بینی شده حاصل از تبلیغات بیش از هزینه تبلیغات باشد اقدام به آن به‌صرفه است.
یک اخطار: در شرایط دشوار اقتصادی تمرکز بر کنترل و به حداقل رساندن هزینه‌ها آسان است. با این حال این کار می‌تواند پاسخی کاملا اشتباه به شرایط موجود باشد. خطوط تولید و کلیه بخش‌هایی که در حال زیان‌دهی هستند می‌توانند نقش مثبتی در ایجاد حاشيه سود داشته‌باشند و اگر حذف شوند وضع بدتر می‌شود؛ زیرا هزینه‌های ثابتی که به آنها اختصاص یافته همچنان باقی است و اکنون این هزینه‌ها باید توسط بخش‌ها و محصولات تولیدی کمتر پوشش داده‌شوند. توجه داشته باشید که قبل از هرگونه کاهش یا افزایش هزینه‌ای تاثیر آن را بر حاشیه‌ سود بررسی کنید.
4- ممکن است زمان رسیدن به حضور تثبیت‌شده در بازار بیش از توقع شما به طول انجامد.
مهم نیست بر اساس اعتقاد خود کیفیت خدمات و محصولات‌تان را ارزیابی کنید، گاهی ظرفیت بازار با این اعتقاد سازگار نیست. حداقل در ابتدای ورود به بازار احتمال این اتفاق زیاد است. برای مثال می‌توان به صندلی‌های اداری تولید شده توسط هرمان‌میلر در شرکت Aeron اشاره کرد. این شرکت در طراحی محصولات خود تمام استانداردهای تولید صندلی‌های اداری در آن زمان را نقض کرده‌بود و پس از مطالعات گسترده در زمینه زیبایی‌شناسی موفق به تولید مدل جدیدی شده بود که در ابتدای ورود به بازار با مقاومت شدید خریداران مواجه شد؛ اما چون به درستی کار خود اطمینان داشت به تلاش ادامه داد و به موفقیت چشمگیری در فروش محصولات خود دست یافت.
مهم نیست محصولات و خدمات شما چقدر خوب باشد، به رسمیت شناخته شدن در بازار پروسه‌ای زمان‌بر است.
5- زمان شما متعلق به خود شما نیست.
این درس در تضاد با یکی از دلایلی است که افراد مایل به راه‌اندازی کسب‌وکار هستند، اینکه آنها فکر می‌کنند در این صورت زمانشان در اختیار آنها است و می‌توانند هرگاه مایل هستند، در محل کار حاضر شوند؛ اما حداقل در ابتدا این‌گونه نیست. راه‌اندازی و ادامه یک کسب‌و‌کار کوچک نیز انجام وظایف بی‌پایانی را می‌طلبد مانند زمینه‌سازی گسترش کار، استخدام کارکنان، بازاریابی، مدیریت عملیات، رفع بحران‌های کوچک و بزرگ و... که روزانه به 16 تا 20 ساعت کار نیاز دارد. تا زمانی که کسب‌و‌کار شما به ثبات کافی برسد و شما توانایی مالی کافی برای استخدام مدیران و سپردن این وظایف به آنان را داشته‌باشید. یاد بگیرید استراحت کنید، در این روزهاغذاخوردن به صورت منظم و ورزش کردن کاری دشوار و اتلاف کننده وقت به‌نظر می‌رسد؛ اما فکر کردن و تصمیم‌گیری درست بدون استراحت و تغذیه خوب امکانپذیر نیست.
6- اهمیت حیاتی بازاریابی
زمانی که کسب‌و‌کار به جایگاه نسبتا تثبیت‌شده‌ای در رقابت بازار رسید باید تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان درباره‌ویژگی‌های محصول یا خدمات شما و تفاوت یا برتری آن نسبت به سایر محصولات رقیب آگاه شوند. حدود 90 درصد از محصولات جدید ارائه‌شده با شکست مواجه می‌شوند. زیرا خریداران درمورد میزان دوام آنها در رقابت با سایرین نگران هستند و منتظرند تا به پیشینه‌ای موفق دست‌یابند تا با استناد برآن به سمت استفاده از آن محصول جدید متمایل شوند. از طرفی وقتی افراد به استفاده از یک محصول عادت می‌کنند، حتی اگر کیفیت آن کمتر از محصول شما باشد، برایشان دشوار است که در کوتاه‌مدت عادت خود را تغییر دهند.
مثال موثر در این زمینه به راه‌اندازی تور‌های تابستانی برمی‌گردد، در ابتدای کار تصور من این بود که بزرگ‌ترین خطوط مسافرتی که بیش از 50 درصد توریست‌های منطقه را جذب می‌کند مشتاقانه از همکاری با ما و افزودن یک گزینه جدید در لیست مسافرتی خود استقبال می‌کند؛ اما این‌گونه نشد و در فصل اول راه‌اندازی تور، تنها مشتریان ما مسافران مستقلی بودند که می‌خواستند تورهای جدید امتحان کنند و بقیه گردشگران ترجیح می‌دادند از خطوط گردشگری ذکر شده که شناخته شده بود استفاده کنند. در ماه‌های اولیه راه‌اندازی این کسب‌وکار بیشترین زمان ما صرف اندیشیدن تدابیری شد که کمپانی‌های بزرگ گردشگری را برای پذیرفتن همکاری ما در آینده متقاعد کند. در این راستا برای آگاهی دادن به آنها درمورد کار جدید خود و مشخصه‌های ممتاز آن از تمام تبلیغات رسانه‌ای ممکن استفاده کردیم، از تولید و پخش کتابچه‌ها و مجلات مسافرتی، پوسترها و بنرهای تبلیغاتی گرفته تا به نمایش گذاشتن تجهیزات و امکانات اقامتی خاص در هر محل و از این طریق موفق شدیم رقیبان خود را به‌گونه‌ای موثر از رده خارج کنیم.
اگرچه این روند برای کسب وکارهای مختلف متفاوت است؛ اما نکته مشترک این است که هرگز تسلیم نشوید و برای یافتن موثرترین روشی که می‌توانید به واسطه آن به بیشترین فروش محصولات خود دست یابید، تلاش کنید.
7- هرگز نسبت به موقعیت‌ها و شانس‌های غیرمترقبه بی‌اعتنا نباشید.
گاهی کاملا بصورت غیره‌منتظره به مواردی ارزشمند برمی‌خورید که اصلا به دنبال آنها نبوده‌اید؛ اما می‌توانند تاثیراتی حیاتی بر شخص یا کسب‌و‌کار داشته باشند. «گلن لوپیز» در کتاب خود با نام «چهار مهارت برای ایجاد و حفظ فرصت‌های خوب در محل کار» ادعا می‌کند این فرصت‌ها تنها به صورت تصادفی رخ نمی‌دهد بلکه روش‌هایی برای ایجاد آنها وجود دارد که در کتاب خود به ذکر آنها می‌پردازد.
در تجارب من نیز گاهی اتفاقات غیرمترقبه‌ای رخ می‌داد که کسب‌و‌کار را از وقوع فاجعه‌ حفظ می‌کرد و فرصت‌های باورنکردنی را ایجاد می‌کرد. البته نمی‌توان این وقایع را جزئی از طرح یک کسب‌و‌کار به حساب آورد؛ اما اگر اتفاق بیفتند می‌توانند تاثیرات فوق‌العاده‌ای ایجاد کنند. پس برای دریافت آنها هوشیار باشید.
8- پیش‌بینی‌های اولیه عملا بی‌فایده هستند.
برای سرمایه‌گذاری کسب‌و‌کار، آینده پر از ناشناخته‌ها است. با این حال در طرح‌های کسب‌و‌کار از داده‌های محاسبه‌شده‌ بسیاری برای توجیه هزینه‌های آینده استفاده می‌کنند.
برای مثال کوکاکولا بااستفاده از مطالعات گسترده اولیه اقدام به تولید محصولی کرد که بتواند در رقابت با پپسی پیروز شود؛ اما در این روند شکست خورد. از طرفی پیش‌بینی می‌شد رمان «كلبه» اولین نوشته William P در بهترین حالت به فروشی متوسط دست‌یابد؛ اما در ماه اول انتشار 70 میلیون کپی از آن فروخته‌شد و برای 70 هفته رتبه اول در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌ها در نیویورک‌تایمز را به خود اختصاص داد.
اگرچه داشتن یک طرح کسب‌و‌کار دقیق ضروری است و از آن برای متقاعد کردن خود و حامیان مالی برای اثبات اینکه سرمایه‌گذاری در نهایت به سوددهی می‌رسد استفاده می‌شود؛ اما در گام‌های نخستین راه‌اندازی کسب‌و‌کار از این طرح بیشتر به‌عنوان ابزاری با ارزش سازماندهی استفاده می‌شود نه برای پیش‌بینی نتایج دقیق حاصل از اقدامات سال اول کسب‌و‌کار.
9- یافتن سرمایه‌ای که به واسطه آن کسب‌و‌کارهایی که پتانسیل موفقیت را دارند بتوانند سال‌های اولیه دشوار خود را پشت سر بگذارند.
داشتن توان مالی کافی یکی از فاکتورهای اثبات شده در ماندگاری یک کسب وکار است. معمولا گفته می‌شود «وقتی شما واقعا به پول احتیاج دارید هیچ بانکی را برای وام گرفتن از آن پیدا نمی‌کنید؛ اما وقتی نیازی به پول ندارید موقعیت‌های زیادی برای وام گرفتن برایتان فراهم می‌شود.» شما نیز ممکن است در روند کار خود با این موانع روبه‌رو شده‌باشید. در این راستا قرض گرفتن از دوستان و خانواده نیز گزینه مناسبی نیست، بهتر است آمادگی های لازم را قبل از مواجه شدن با چنین مشکلی در سال‌های اولیه راه‌اندازی کسب‌و‌کار به دست آوريد. روبه‌رو شدن با این سوال که «واقعا چقدر به درستی ایده خود ایمان دارید؟» چیز عجیبی نیست. حدود 50 درصد از کسب‌و‌کارهای جدید در پنج سال اولیه راه‌‌اندازی با شکست مواجه می‌شوند و دلیل اصلی آن نیز نداشتن سرمایه کافی برای عبور از دشواری‌های سال‌های اولیه و رسیدن به ثبات است.
10- هرگاه امکان داشت برای یادآوری موفقیت‌های خود جشن بگیرید.
فارغ از اینکه معامله شما موفقیت‌آمیز بوده یا نه، باید شرایطی را فراهم کنید که خاطره‌های خوبی برایتان باقی بماند. ما در تور تابستانی اولین روزهایی را که به سود 1000 و 3000 دلاری رسیدیم را جشن گرفته و در آن از کارآمدترین کارکنان تجلیل کردیم، این روشی است که با آن می‌توان کارمندان را شاد و پربازده نگه‌داشت.

             مترجم: نفیسه هاشم‌خانی                                               
                    نویسنده:
 Michael Davis                  بر گرفته شده از دنياي اقتصاد